سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

اینجانب ، ابوحیدر

بسم رب الحیدر//ما سینه زدیم و بی صدا باریدند// از هرچه که دم زدیم آنها دیدند// ما مدعیان صف اول بودیم// از آخر مجلس شهدا را چیدند// =======یا علی مدد

یَا مَنْ أَکْرَمَ بِجُودِه

نمی دونم قبول داری یا نه!!!

ولی این یه واقعیته

و اینکه بپذیری یا نه ، اصلا مهم نیس

چون قانون هستی از روز ازل تا روز قیامت بر این پایه استوار هست

و پذیرفتن یا نپذیرفتن منو تو ، قانون هستی رو تغییر نمیده

همه ما می دونیم که خوردن و خوابیدن و راه رفتن و نشستن و آرامش و آسایش و تنفس و ... ما

همه و همه دست خداست

خب؟

خدا خیلی مهربونه حتی بیشتر از پدر و مادر

اما

خدا خیلی حساب و کتاب سرش میشه

و

خدا این نعمتاش رو مفتکی خرج منو تو نمی کنه!!

اگه منو تو الان یه لقمه نون می خوریما

اگه سلامتی داریما

اگه زندگی داریما

اگه نفس می کشیما

و اگه های خیلی زیاد

همه اینا فقط برا خاطر یه آدم باصفاست ولاغیر

خاطر این آدم خیلی برا خدا عزیز هست ، برا همین هم به عشق اون آدم 

حساب میز منو تو پرداخت میکنه!!!!

آره داداش من

آره آباجی

بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْاَرْضُ وَ السَّمَاءُ

به واسط? وجود مقدس او به عالم هستی رزق داده می‌شود و به واسط? او آسمان و زمین پابرجا است.

بالا بریم ، پایین بیایم
همه مون سر سفره امام زمان نشستیم
منه مسلمون ، مسیحی، یهودی، بودایی، گاو پرست، سگ پرست، بی دین
همه همه همه همه از سفره آقا رزق می خوریم
اونوقت منه نادون نمک رو از سر این سفره می خورم و نمکدون می شکونم
بابا جون ، این آقا اینقدر مشتیه ، بخدا روا نیس اینهمه حجم نامردی
هم چاه سر راه تو باید بکنیم
هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم
این نامه ی چندم است که می خوانی 
داریم رکورد کوفه را می شکنیم
یا علی مدد
اینجانب ، ابوحیدر

یَا کَافِیا مِنْ کُلِّ شَیْ‏ء

یادمه آقا بزرگ خدا بیامرزم می گفت: بابا جون کاسب ینی اینکه صبح خروس خون بری نون برا صبونه بیاری و با زن و بچه بخوری و اول صبح بری در دوکون رو با بسم الله باز کنی، می گفت: صبح زود رفتن برکت میاره

حاج حسین خدا بیامرز خودش معمار بود و یادمه هر روز صبح کله سحر می رفت سر خیابون و چنتا نون تافتون می خرید و میذاشت توی دستمال یزدیش و میومد با هم صبحونه می خوردیم، بعدشم یه یا علی می گفت و از سر سفره بلند می شد می رفت سر کار

ظهر که می شد یه هندونه می زد زیر بغلشو ، کتش هم می داد اون یکی دستش و بعد میومد که ناهار رو با اهل خونه بزنه، می گفت: برکت غذا اینه که با خونواده غذا بخوری

"حاج حسین روحت شاد"

اون قدیمیا یادشون میاد وقتی کسی می خواست بره یه کسب و کاری رو راه بندازه اولش می رفت یه چند روز یه کتاب 20-30 صفحه ای بنام "مکاسب" رو پیش یکی از اهالی دل دوره می گذروند، بعدش بنام حق می رفت و یه مغازه رو می خرید یا اجاره می کرد و شروع می کرد به کسب روزی

بعد از یه مدتی ، زن می گرفت، یوخده بعدش خونه می خرید، یوخده بعدش می رفت مکه و یه ذره یه ذره صفا برقرار می شد

اون کاسب قدیمیا سوداگر نبودن ، اکثرا اهل دل بودن ، اکثرا دلاشون دریا بود

حرفاشون حرف بود و مرامشون حق

حالشون کوک بود

گوشِت رو بیار جلو یه چی در گوشی بهت بگم:

اون قدیمیا دنبال سود نبودن، دنبال برکت بودن

اما الان چه خبره، چه خبررررررره

همه دنبال سود بیشتر هستن و هشتشون گرو نه شونه

قدیمیا برای شروع کار می رفتن مکاسب می خوندن و دنبال برکت بودن و حال دلشون خیلی صفا بود

اما الان دنبال میتینگ تجارت و بیزینس مدل و سمینار کسب و کار و سووووووود بیشتر و استراتژی فروش و بازاریابی شبکه ای و تجارت الکترونیک هستن و حال دل همه هم ناکوکه

آآآآآآآآآی عموووووووو کجای کاری؟؟؟ 

مگه چند سال می خوای عمر کنی که اینقدر بدو بدو می کنی؟؟

واسه چند سال می خوای بیزینس پلن تهیه کنی؟ از کجا می دونی تا کی هستی؟

دادا جون برو دنبال برکت باش ، خداییش خدا روزیت رو تضمین کرده و بهت هم میده، اینقدر ندو دنبالش ، اون خودش دنبالت می گرده

باور نداری؟

من نگفتم که

پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله فرمود:

روزی بنده ، سرسخت تر از اجلش در جست و جوی اوست

 

یا علی مدد

اینجانب ، ابو حیدر